خب، من تقريبا به نفس نفس افتادم. 5 هزار دلار مبلغ بسيار زيادي براي تنظيم يك ماده از وصيتنامه بود و من آن موقع پيش خود فكر ميكردم بايد كاسه اي زير نيم كاسه باشد...
قصه عشق سگال ماجراي عشق پرسوزوگداز يك دانشجوي مايهدار هاروارد به نام اوليور بارت است. وي كه در يك خانواده مرفه نشو و نما پيدا كرده، فكر و ذكرش پيش دختري...
زرد بودنشان با اين كه در نگاه اول كمي غريب به نظر ميرسد ولي بعد از چند دقيقه، به كلي فراموش ميشود و كسي به اين فكر نميكند كه با آدمهاي رنگي طرف است. وضعيت انگشتهايشان هم...
فرو ميروم، فروتر ميروم و حس ميكنم كه باد كرده ام؛ «يعني من ميان خويشانم در حضورشان غرق ميشوم... غرق ميشوم و آن ها نگاه ميكنند.... و كار نميكنند؛ نه...
نه، كاري نكرده بود. بي گناه بود. سر تا سر پهنا و ژرفاي بي گناهي خود را حس ميكرد و از آن گذشته، مرد نيك خواهي بود. آن قدر نيك خواه بود كه حتي از دست راهزني كه زير تختش پنهان شده و در قصد جانش
«قصر» بدون شك با همين ناتمامي غريبش يكي از مهم ترين رمانهاي مدرن ادبيات جهان است؛ رماني كه تاكنون تفسيرهاي فراوان و ضد و نقيضي از آن شده است و اين البته اتفاقي است كه...
آره مرد!... دستت ميندازن، با تو قول و قرار مي ذارن، ميگن و ميخندن و بعد، اون وسطا يهو كسي ديگه پيدا ميشه و تو رو مثه سنگ رو يخ و يا مثه برج زهرمار رها ميكنن و دست همديگرو ميگيرن و...
ممکن نیست بتوان گفت نخستین بار چگونه آن فکر به ذهنم رسید؛ اما همین که نطفهش بسته شد دیگر شب و روز دست از سرم بر نمیداشت. نه غرضی در کار بود و نه غیظی...