خبر سلامت سبک زندگی فرهنگ و هنر سرگرمی بازی آنلاین

چهارشنبه 21 دی 1390 - 248 بار مشاهده
Wednesday 11 January 2012 - 17:08:59
اسب شايد حيوان نجيبي باشد ولي فيلم نجيبي نيست!
اسب شايد حيوان نجيبي باشد ولي فيلم نجيبي نيست!
حضور چند دقيقه اي از اشكان خطيبي و ارتباط دوطرفه بازيگري با رضا عطاران يكي از لحظه‌هاي ديدني فيلم است. در كنار اين شاهد بدترين بازي‌هاي جمعي از بهترين‌هاي چند سال....

در میان سری فیلم های تازه اکران شده در سینما های کشور، نام «اسب حیوان نجیبی است» مطمئنا بیش از همه جلب توجه خواهد کرد. جدا از لیست بازیگران و چهره های شناخته شده این فیلم، حواشی بسیار و خبر توقیف و عدم اکران آن در یک سال گذشته شاید از اصلی ترین عوامل اهمیت اکران این فیلم باشد. اما جدای از این بحث ها، «اسب حیوان نجیبی است» فیلمی است که با شنیدن نامش نمی توان به نام کارگردان اثر یعنی عبدالرضا کاهانی بی توجه بود.

کاهانی در دو، سه فیلم اخیرش همیشه خبر ساز و جنجال آفرین بوده و این به غیر از مضامین مطرح شده در درون فیلم هایش به بحث و جدال ها و نظراتش خارج از دنیای آن ها مربوط بوده است. همیشه فیلمهای این کارگردان در اکران و نمایش با مشکلاتی روبه رو بوده و این حق را به او داده که به سیاست های فرهنگی و کمبودهای آن شدیدا انتقاد كند. همین امر هم بیشتر مواقع نام کاهانی را ارجح تر از نام فیلم ها و مشوق بسیاری از مخاطبان برای دیدن آثار این کارگردان قرار داده است.

در همین مدت کوتاه اکران فیلم «اسب حیوان نجیبی است» نظرات متناقضی را دیده و شنیده ایم. البته این فیلم در میان منتقدان حامیان زیادی دارد و در کل جو فضای روشنفکری به نفع آن است. برای من اما فیلم «اسب حیوان نجیبی است» در حد لطیفه های در گوشی و شوخی های مورد دار با دوستانمان، سرگرم کننده بوده است و نه بیشتر.

همین است که ذوق زدگی بخش اعظمی از منتقدان و مخاطبان برایم تعجب بر انگیز است. فیلم از لحاظ ساختار سینمایی چیزی برای عرضه ندارد و نحوه روایت و پیشبرد داستان هیچ گونه نظم یا هدفی را دنبال نمی کند. یک فضای مینیمال نما که به زور و زحمت دیالوگ هایی با کمترین بار احساسی را در دهان شخصیت ها گذاشته تا به فضایی مملو از پوچی برسد. راستش را بخواهید وقتی نام فیلم جدید کاهانی را شنیدم بیشتر به یاد این فیلم افتادم. «بی خود و بی جهت» همان صفات متناسب با آدم ها و فضا ها و اتفاقات فیلم «اسب حیوان نجیبی است» است.

ساختن فیلم اجتماعی می تواند هدف هر هنرمند متعهدی به حساب آید. اصلا سینمای ایران را باید بیش از هر ژانر و موضوعی به این سمت یعنی طرح معضلات اجتماعی و مشکلات و کمبود های مردمانش هدایت کرد. منتهی مسئله مهم اینجاست که این نوع سینما مرزهای باریکی دارد. مثلا یک اثر اجتماعی با ادعای طرح مسائل فرهنگی مرز باریکی با یک بیانیه سیاسی و جناح بندی های سیاسی دارد و خیلی راحت می تواند از حق خواهی به سمت سهم خواهی بلغزد. اعتراض، انتقاد و گلایه از معضلات فرهنگی- اجتماعی یک منطقه، بدون شک باید در آثار جریان اصلی آن منطقه وجود و حضور اصلی را داشته باشد.

منتهی مسئله اینجاست که برخی از فیلمسازان ما، مخصوصا در چند سال اخیر، بیشتر از نمایش معضلات و طرح و نقد اجتماعی، دست روی عقده های حاصل از آن معضلات گذاشته اند. نمایش و دامن زدن به عقده ها خطرناک ترین هدفی است که یک سینما را تهدید می کند. فیلم هایی هستند که با بهانه یا بی بهانه دست روی عقده های جمع کثیری از مخاطبانشان می گذراند و به زبانی دیگر عقده گشایی می کنند و بد تر از همه با استقبال مواجه می شوند.

نکته دیگری که بد نیست در پایان این یادداشت به آن اشاره کنم امتیازی است که برخی آثار از جمله فیلم اسب... به خاطر ایده های بکر برای نمایش «مسائل مورد دارد» در سینمای ایران کسب کرده اند.

شاید واقعا هم باید برای پیدا کردن راهکارهای جدید و بیان تازه برای نمایش حجم زیادی از فحش و ناسزا و در سینمای ایران چنین تشویق هایی را در نظر داشت. شاید واقعا حضور در این غایب همیشگی سینمای ایران هم یک امتیاز بزرگ برای فیلم و فیلمساز به حساب آید.همیشه گفته شده است که لذت قانون گریزی برای ایرانی ها از ارجح ترین لذت هاست! و این هم دلیلش شاید به تعدد و پایان ناپذیر بودن قوانین بازمی گردد که حتی گاهی مثلا در سینمای کشورمان این قوانین رشدی قارچ گونه دارد.

بحث در مورد فیلم «اسب حیوان نجیبی است» به پیشنهاد ما برای دیدن یا ندیدن آن نخواهد رسید. در سال اخیر اکران سینمایی، ثابت شده که اسقبال و فروش فیلم ها بیشتر پیرو یک جو و خواست جمعی و گروهی است.

خب، خوشبختانه (یا بر عکس) این اتفاق برای اسب... افتاده است و پیش بینی یک فیلم میلیاردی دیگر را برای سینمای ایران به همراه داشته است. فقط می ماند اشاره ما به نقاط قوت و ضعف برجسته این فیلم. یک رضا عطاران که قادر به خنداندن بیننده در هر لحظه است (هر چند بهترین فیلم او بدون شک همان ورود آقایان ممنوع است، بود). ایده های جالب عبدالرضا کاهانی در یک فیلم بی داستان و کسل کننده برای نگه داشتن مخاطب جالب و جذاب است. یک حضور چند دقیقه ای از اشکان خطیبی و ارتباط دوطرفه بازیگری با رضا عطاران یکی از لحظه های دیدنی فیلم است. در کنار این شاهد بدترین بازی های جمعی از بهترین های چند سال اخیر سینمای ایران هم بوده ایم. از جمله مهران احمدی، مهتاب کرامتی و حبیب رضایی. باران کوثری بهترین حضور چهار سال اخیر را به نمایش گذاشته چون این نقش به همان اندازه بی دلیل است که حضور این بازیگر در فیلم های ضعیفی که بعد از «روز سوم» و «خون بازی» بازی کرده است.

پارسا پیروز فر و کارن همایونفر هم از جمله بازیگران فیلم هستند که تنها با حضورشان در صحنه برای فیلم امتیاز و ستاره کسب کرده اند. به هر حال عبدالرضا کاهانی بسیار هوشمندانه از فیلمی که می دانسته هیچ است اثری ساخته که در نظر جمع بسیاری بیخود و بی جهت بیست به نظر آید.

منبع : tehrooz.com
ارسال به دوست

اسب شايد حيوان نجيبي باشد ولي فيلم نجيبي نيست!

حضور چند دقيقه اي از اشكان خطيبي و ارتباط دوطرفه بازيگري با رضا عطاران يكي از لحظه‌هاي ديدني فيلم است. در كنار اين شاهد بدترين بازي‌هاي جمعي از بهترين‌هاي چند سال....

Best View : IE8, FireFox, Opera, Chrome, 1024X768
© 2010, All Rights Reserved By HiPersian.Com