خبر سلامت سبک زندگی فرهنگ و هنر سرگرمی بازی آنلاین

جمعه 16 دی 1390 - 285 بار مشاهده
Friday 6 January 2012 - 14:58:54
دسته گلي براي مادر!
دسته گلي براي مادر!
دختر گفت: مي‌خواستم براي مادرم يك شاخه گل بخرم ولي پولم كم است. مرد لبخندي زد و گفت: با من بيا٬ من براي تو يك...

مردی مقابل گل فروشی ایستاد. او می خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.

وقتی از گل فروشی خارج شد٬ دختری را دید که در کنار درب نشسته بود و گریه می کرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید : دختر خوب چرا گریه می کنی؟

دختر گفت: می خواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است. مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا٬ من برای تو یک دسته گل خیلی قشنگ می خرم تا آن را به مادرت بدهی.

وقتی از گل فروشی خارج می شدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضایت بر لب داشت. مرد به دختر گفت: می خواهی تو را برسانم؟ دختر گفت: نه، تا قبر مادرم راهی نیست!

مرد دیگرنمی توانست چیزی بگوید٬ بغض گلویش را گرفت و دلش شکست. طاقت نیاورد٬ به گل فروشی برگشت٬ دسته گل را پس گرفت و ۲۰۰ کیلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هدیه بدهد!

شکسپیر می گوید: به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می آوری، شاخه ای از آن را همین امروز به من هدیه کن!

ارسال به دوست

دسته گلي براي مادر!

دختر گفت: مي‌خواستم براي مادرم يك شاخه گل بخرم ولي پولم كم است. مرد لبخندي زد و گفت: با من بيا٬ من براي تو يك...

Best View : IE8, FireFox, Opera, Chrome, 1024X768
© 2010, All Rights Reserved By HiPersian.Com