خبر سلامت سبک زندگی فرهنگ و هنر سرگرمی بازی آنلاین

شنبه 16 بهمن 1389 - 142 بار مشاهده
Saturday 5 February 2011 - 10:57:10
دختر و پسر دانشجو قرباني عشق يك طرفه
دختر و پسر دانشجو قرباني عشق يك طرفه
«هاله» همراه چند تن ديگر از دوستانش از سرويس دانشگاه پياده شد. هنوز چند قدمي به طرف خوابگاه نرفته بود كه «اسماعيل» عصباني به طرف «هاله» و دوستانش رفت....

دختر و پسر دانشجو قرباني عشق يك طرفه

 

«اسماعیل» حس می كرد در آغاز یك تلاش دوباره است و سرفصل جدیدی در زندگی اش گشوده شده است. شوق تحصیل در دانشگاه و ساختن آینده ای روشن، خستگی كنكور را از تنش بیرون كرد. از این كه فرصتی دیگر برای تلاشی نفسگیر و آینده ساز یافته بود، به خود می بالید و فكر می كرد این پیروزی، پایان همه سختی هایش خواهد بود و پا به جاده بی انتهای خوشبختی گذاشته است اما...

 

«اسماعیل» كتاب ادبیات را كه بست، برای چندمین بار به فكر فرو رفت. احساس می كرد در آستانه 20 سالگی ازدرون تهی است و دلش می خواهد قلبش برای یكی تا آخر عمر بی قرار و شوریده بتپد.

پائیز سال 85 اراك فرا رسیده بود كه احساس كرد باد برایش بوی عاشقی آورده است. «اسماعیل» در نخستین ترم تحصیلی در رشته مهندسی برق با دختر دانشجویی به نام «هاله» آشنا شد. آنها بعضی از درس ها را با هم در یك كلاس می گذراندند و از همان جا بود كه پای پسر جوان به ماجرای پر دردسر باز شد. «اسماعیل» با تمام وجود در عشق «هاله» می سوخت و لحظه ای از یاد دختر مورد علاقه اش غافل نبود. او آرزویی جز وصال و زندگی در كنار دختر آرزوهایش نداشت و سرانجام در یك روز بارانی پس از تعطیلی كلاس، دلش را به دریا زد و همه رازها و ناگفته هایش را به زبان آورد.

«اسماعیل» با شرم و دستپاچگی از علاقه و عشقش برای ازدواج با «هاله» گفت و از او خواستگاری كرد اما برخلاف انتظارش، با پاسخ سرد و منفی همكلاسی اش روبه رو شد. «هاله» می گفت می خواهد ادامه تحصیل دهد و قصد ازدواج ندارد. او نه تنها گفته های پسر عاشق را جدی نمی گرفت، بلكه مسخره اش هم می كرد. بارها نیز با تندی از او خواسته بود تا این قضیه را برای همیشه فراموش كند اما «اسماعیل» باز هم به تلاش خود ادامه می داد. او چندی بعد یكی از دوستانش را واسطه قرار داد.

با آن كه «هاله» هنوز ابراز علاقه ای نكرده بود اما پسر دانشجو حس می كرد دوستانش می توانند او را راضی به این وصلت كنند. زمان می گذشت و «اسماعیل» همچنان به آرزوهایش فكر می كرد. حال آن كه نوع برخوردهای «هاله» موجب افت تحصیلی شدید «اسماعیل» شده و پسر جوان در فصل پر اضطراب امتحانات تنها به دختر جوان و كاخ آرزوهایش می اندیشید. «اسماعیل» آن روز صبح امتحان نفسگیری در پیش داشت اما همین كه از خوابگاه پسران خارج شد و به طرف دانشكده فنی به راه افتاد، وسوسه ای شوم به جانش افتاد. نكند «هاله» قصد ازدواج با دیگری را دارد و...

پسر دانشجو از شدت بیقراری و اضطراب می لرزید. ناگهان به یاد حرف های «هاله» افتاد كه چند بار از او خواسته بود برای همیشه فراموشش كند و... با این حال به خودش دلداری داد و كمی آرام شد اما پس از اعلام نتایج امتحانات وقتی پی برد در ترم اول مشروط شده، برای آخرین بار در مسیر همكلاسی اش قرار گرفت تا او را راضی به ازدواج كند اما دختر دانشجو با عصبانیت فریاد كشید: «از تو متنفرم، مزاحم بی سر و پا!»

«اسماعیل» كه با شنیدن این جمله احساس كرد همه غرورش له شده، از همان لحظه تصمیم شومی گرفت: «باید هاله را از میان بردارم.» اما توانایی این كار را در خودش نمی دید. در آن شرایط روحی به هم ریخته یك هفته به دانشگاه نرفت اما دیگر طاقت نداشت. می دانست كه «هاله» ساعت 4 بعد از ظهر كلاس دارد و ساعت 17 و 30 دقیقه به خوابگاه برمی گردد. بنابراین سر كوچه خوابگاه به كمین نشست.

«هاله» همراه چند تن دیگر از دوستانش از سرویس دانشگاه پیاده شد. هنوز چند قدمی به طرف خوابگاه نرفته بود كه «اسماعیل» عصبانی به طرف «هاله» و دوستانش رفت. دختر دانشجو با بی محلی از كنارش گذشت اما پسر انتقامجو با صدای بلند فریاد زد: «می خواهم خانواده ام را برای خواستگاری بفرستم. تو هم باید اجازه بدهی.»

«هاله» كه از این برخورد شوكه شده بود، با عصبانیت از پسر مزاحم خواست دست از رفتارهای كودكانه اش بردارد اما هنوز چند قدم دور نشده بود كه ناگهان «اسماعیل» با كارد بلندی كه در دست داشت، به طرف او حمله كرد و ضربه ای به او زد و گریخت. دختر جوان در میان بهت همكلاسی هایش، بی آن كه فریادی بزند، دست به پهلویش گذاشت و آرام روی زمین نشست و لحظاتی بعد هم جان باخت. ساعتی بعد مأموران پلیس، پسر جنایتكار را دستگیر كردند.

«اسماعیل» نیز در حالی كه از مرگ دختر مورد علاقه اش شوكه به نظر می رسید، با اعتراف به قتل دختر مورد علاقه اش، با چشمانی اشكبار صحنه جنایت را بازسازی كرد. قضات نیز پس از برگزاری جلسه محاكمه و با توجه به درخواست اولیای دم، عامل قتل را به قصاص نفس- اعدام- محكوم كردند.

 

 

 

 

منبع : tabnak.ir
ارسال به دوست

دختر و پسر دانشجو قرباني عشق يك طرفه

«هاله» همراه چند تن ديگر از دوستانش از سرويس دانشگاه پياده شد. هنوز چند قدمي به طرف خوابگاه نرفته بود كه «اسماعيل» عصباني به طرف «هاله» و دوستانش رفت....

Best View : IE8, FireFox, Opera, Chrome, 1024X768
© 2010, All Rights Reserved By HiPersian.Com